طاها

طاها جان تا این لحظه 2 سال و 1 ماه و 2 روز سن دارد

طاها عشق مامان مرد شده

پسرم هر چه میگذره باتمام وجود مراحل رشدتوحس میکنم درک میکنم که داری برا خودت مردی میشی ومن از این بابت خیلی خوشحالم خدارو شکر میکنم


تاریخ : 29 اردیبهشت 1397 - 05:43 | توسط : فاطیما | بازدید : 4 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

دل نوشته مامان برا پسرگلش

پسرم طاها جان امشب ميخوام از روزهایی که باهم سپری میکنیم بنویسم، ميخوام برات بنويسم که چقد این روزا محرم دلم شدی چقد که شدی مونسم وتنها رفیقم،البته بابا عزت که جای خودش روداره ولی بیشتر وقتم رابا شما سپری میکنم ميدوني اگر تو نبودی من از تنهایی دق میكردم آخه بیشتر اوقات بابا شیفت ومن وتو توی خونه وقتی نگاهت میکنم خداروشکر میکنم به خاطروجودت وقتی میخندی صدای خنده هات همه جای خونه میپیچه وقتی خوابى آروم وقرار ندارم عزیزم شدی همه کسم روزهای خوبی باهات دارم حاظر نیستم باهیچی تو دنیا عوض کنم امشب که خندوانه گذاشتن کلی باهم خندیدیم ورقصیدیم خیلی خوش گذاشت شماهم که حسابی خوشت اومد فقط ميخوام بدوني با اومدنت به زندگی من وبابا معناوعطر تازه ای بخشیدی قدر این لحظات باهم بودنو میدونم وبخاطر داشتن همچين پسر وبابایی هزار مرتبه خداروشکر میکنم از خدا ميخوام حفظتون کنه عزیزم ازته قلب ميگم دووووووست دااااااااا رم.


تاریخ : 27 اردیبهشت 1397 - 05:08 | توسط : فاطیما | بازدید : 6 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

عزيز زندگی من وبابا

عزيزم یک سال بزرگتر شدی نميدونم عشقم رودوست داشتنم رو چه جوري بهت ابراز کنم فقط ميگم عااااااااااااااااااشقتم بخدا خدا حفظت کنه گلم این دعایی است که من هرروز برات میکنم 


تاریخ : 23 اردیبهشت 1397 - 00:03 | توسط : فاطیما | بازدید : 6 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

نفسم تولد دوساله مباااااااااااااااااااارک

همه زندگی من دوسال تموم شده وپا توی سه سالگی گذاشتی عزیزم برات بهترین هارو آرزو میکنننننننم با تمام وجود ازته قلب ميگم عاااااااشقتم زندگی


تاریخ : 09 اردیبهشت 1397 - 04:42 | توسط : فاطیما | بازدید : 13 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

فرهنگ لغت پسرم داره کم کم کامل میشه

اینم بگم پسرکم که کلمات جدید یاد گرفتیواینکه با زبون خودت که فقط مامانی متوجه ميشه برام تعریف میکنی کلماتی که یاد گرفتی (عمه که مدام ورد زبونت، به شکلات ميگي لبلات، لالایی میخونی وتا همین جاش بلدی لای لالایی،انار که میوه مورد علاقه شماس،ورودی يه دونه برات آب میگیرم میخوری به محض اینکه انار تموم میکنیم بابابه خاطر شما سریع میخره، غذاوگرسنه میشی مخصوصا صبح ها بايه لحن خیلی قشنگه ميگي مامان عژا،وخيلي کلمات ديگه که هرچي من بگم تکرار میکنی خلااااصه منم سیر از حرف زدنت لذت میبرم عشق مامان


تاریخ : 05 آذر 1396 - 06:02 | توسط : فاطیما | بازدید : 38 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

پسرگلم مردی شده براخودش

طاهای عزیزم الان درست یک ماهه که از شیر گرفتمت ديگه شیر نمیخوری ومثل بقیه اعضای خانواده دورهم سريه سفره میشینی عزیزم ازوقتی ازشیرگرفته شدی به موقع غذا میخوری سحر خیز شدی وبه موقع میخوابین گل مامان تازه اینم بگم که یکمی تپل تر شدی درکل بخوام سرتودردنیارم خلاصه کنمم خیلی خیلی پسر خوبی شدی وخيلي ازت راضيم درسته خیلی شیطونی واز همه چیز وهمه کس بالا میری مدام صندلی کوچلوتو میذاری زیر پات از همه جا میری بالاولی خداروشکر میکنم که پسرم سالمه وشیطنت میکنه خدایا شکرتتتتت ومن عاشق شیطنتهاتم عزیزدلم 


تاریخ : 05 آذر 1396 - 05:54 | توسط : فاطیما | بازدید : 30 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

این چیزی که الان برات گفته يه دل نوشته از طرف خودم بود که وقتی بزرگ شدی بخونی بدوني چقدر عاشقتونم

واینم بگم که خیلی شیرینی مامان وقتی میریم ارمند کلی دل بابا خدامراد رو بعد مرگ عمو شاد میکنی ومیخندونیش فقط شمایی که خنده روی لبای بابایی میاری وقتی میبینم که همچين پسر خوشرویی دارم که در این لحظه دل همه رو شاد میکنه از ته قلبم ازت تشکر میکنم، تشکر میکنم که دراين لحظه کنارشونی وخنده به لبشان میاری خدارو شکر میکنممممم.


تاریخ : 25 شهریور 1396 - 04:57 | توسط : فاطیما | بازدید : 50 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

عاااااااشقتونم

ميخوام يه چيزي رو از ته قلبم برات بگم نفسم از وقتی به دنيا اومدی زندگيمون رنگ خوشبختی به خودش گرفته حیف که مرگ عمو حجت زد تو حالمون اگرنه بابایی ومن الان خیلی خوشحال بودیم وقتی میخندی، وقتی صدای خنده زمانی که داری بامن یا بابایی بازی میکنی وغش غش میخندی، وقتی صدای خندهات توی خونه میپیچه يه احساسی بهم ميگه که من درکنار شما وبابا خوشبخترين زن دنیام يه حسی ميگه بهترین پسر رو دارم وبهترین باباي دنیارو که کنار هم خوشبختیم. عاااااااشقتونم 


تاریخ : 25 شهریور 1396 - 04:52 | توسط : فاطیما | بازدید : 32 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

راستیییییییی نگفتم چند تا دندون داری

پسرگلم شما خیلی به سختی دندون در میاری به خاطر اینم هرچندوقت که ميخواد دربيادتب شدید میگیری و آمپول وسرم وچقدر که باید شب تا صبح بالا ی سرت بیدار باشم تا خدای نکرده تشنج نکنی تو خواب، خلاصه جونم برات بگه درحال حاظر هشت دندون جلو داری ودندونای آسیابت هم دوتای بالا زدن بیرون وپایین هم ميخوان دربیان به سختی واینکه مامانم چقدرمن وقتی میبینم دندونات اذيتت میکنن من بیشتر اذیت میشم عزیزم  


تاریخ : 25 شهریور 1396 - 04:45 | توسط : فاطیما | بازدید : 31 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید